محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

37

خلد برين ( فارسى )

و جناب جلالت مآب ، شيخ بزرگوار را به ساورد گيلان رسانيده آن مسافر شهرستان بقا بعد از چهارده روز متوجه سرابستان قدس گرديد . و آن حضرت بعد از تقديم لوازم تجهيز و تكفين و مراسم تعزيت به رسم و آئين حظيرهء متبركه‌اش را عمارت فرموده رايت مراجعت به اردبيل برافراخت . گلدسته‌بندى كلك چمن پيرا در گلزار اخبار شيخ صدر الدين موسى و اولاد امجاد آن گرامى خلف خاندان اهتدا هر چند در سلسلهء و الا نسبى ، فخر اولاد و احفاد به شرف آباء و اجداد مىباشد اما عقد گوهر نسب والاى اين خاندان عالى شان چندان كه در قوس نزولى به آفتاب اوج سرافرازى پادشاه غازى يعنى خاقان سكندر شان نزديكتر مىشود بر مدارج ترقيات گوناگون عروج مىنمايد . از اينجاست كه گرامى گوهر بحر معرفت و يقين ، شيخ صدر الدين ، كه بر آسمان كرامت آفتابى بود درخشان و از افق ارشاد بدرى فروزان ، در سلسله نسب اين و الا دودمان به علو شان و سمو مكان ممتاز جهانيان گرديد و والائى نسبش از دو راه به معراج سر - بلندى و امتياز رسيد . چه از جانب پدر و الا گهر ، فروزان اختر اوج سيادت و كرامت و از طرف مادر ستوده منظر تا هفتمين پدر ، تابان گوهر درج ارشاد و هدايت بود . از صاحب صفوة الصفا مروى است كه در آن روز كه شيخ بزرگوار شيخ زاهد صبيهء محترمهء خود را در سلك ازدواج بحر مواج عرفان شيخ صفى الدين منسلك مىساخت در مجلس عقد برخاست و بنشست و چون بعضى از مريدان سبب آن را از آن واقف اسرار نهان پرسيدند در جواب فرمود كه در عالم ارواح ، فرزند زاده‌هاى مرا كه از صفى به هم رسند بر من عرض كردند . در آن ميان فروزنده اخترى صاحب نور كرامت و ارشاد به نظرم درآمد كه قائم مقام من و صفى